سخنی کوتاه با ریاست محترم قوه قضائیه

 

 

بسم الله الرحمن الرحیم

 

 

ریاست محترم قوه قضائیه

حضرت آیت الله آملی

 

سلام علیکم

 

همانطور که مستحضرید بسط عدل اولین و مهمترین شان حکومت اسلامی و دشمن دارترین رکن در ساختار حکومتی اسلام است لذا مدیریت بر دستگاه قضا که امروزه از بازوهای اصلی ولی فقیه و حاکم اسلامی است با سختی ها و چالشهای فراوان و پیچیده یی روبروست . شهید والامقام آیت الله بهشتی جان گرانش را در همین راستا فدا نمود و حضرات آیات یزدی و شاهرودی نیز تلاشهای زیادی در ایفای این وظیفه بزرگ الهی متحمل شدند اما با شروع دهه چهارم انقلاب اسلامی و شکوفائی و میدان داری نسل جوانی که حتی طلوع نورانی این انقلاب را درک نکرده بود و همزمانی این رویداد مبارک، با تحولات اساسی در دستگاه اجرائی و اثرات مثبت آن بر مناسبات منطقه ای و جهانی لازم مینمود دیگر بازوی رهبری که ریاست آن به نصب مستقیم رهبر معظم انقلاب انجام میگیرد نیز با مدیریتی نوین و جوانانه در ضمن ایفای مسئولیت ذاتی خویش در ایفای حقوق شهروندی، پرچم عدالتخواهی نظام اسلامی که بیشتر و بهتر از قبل توسط دولت اسلامی مان در جهان پر از ظلم امروز برافراشته شده است را یاری نماید. لذا امام خامنه ای از میان گزینه های مطرح برای تصدی این جایگاه رفیع، جنابعالی را که گذشته از توانمندیهای گزینه های دیگر جوان نیز هستید را ترجیح دادند زیرا ویژگیهای جوانانه در کنار علم و تقوا و سوابق روشنتان بیانگر و ضمانت بخش آن افق پیش رو می بود .

البته پرداختن به این مقدمه برای ورود به ارزیابی مدیریت جنابعالی و تحلیل وضعیت فعلی دستگاه قضاء نیست و صرفا یادآوری افق مد نظر و رسالت جهانی عدالت گستری در جمهوری اسلامی و بازتاب فراگیر آن است اما همانطور که پیشتر آمد، این بازوی عدالت گستر قطعا دشمنان بیشتر و قویتری نیز دارد که از راههای پیچیده و چند لایه یی برای رویارویی با آن اقدام میکنند و خصوصا در این مقطع بسیار مهم و حساس که دشمنان انقلاب اسلامی به مرز ناامیدی و قبول شکست خویش نزدیک شده اند و ناچار به پذیرش ایران اسلامی در مدیریت جهانی به عنوان قدرتی پایدار با پشتوانه مردمی هستند، و از سویی ولایتمداری و پرکاری دولت اسلامی مان عرصه و دام چندین ساله حکومت دوگانه را برچیده و به مجری منویات ولی فقیه بدل گشته است و از سوی دیگر نفوذ در خانه ملت با اکثریت اصولگرایانی که دارد بسیار پرهزینه و زمانبر خواهد بود لذا قوه قضائیه که اتفاقا در این مقطع حساس به آن غایت نهائی مأمور و در این فرایند رو به رشد، بسیار موثر است ، میتواند بهترین هدف برای دشمنیها و کینه ورزیها باشد تا شاید از این طریق به ایجاد ناامیدی در بین نیروهای انقلاب و همچنین بی ضمانتی مبارزه با فساد و تبعیض از سوی دولت موفق شده و حتی راه روشنگری و تقابل با فتنه را که آفت امروز جامعه اسلامی است نه تنها بر عمارها و صاحبان بیان و قلم، بلکه بر مسئولین و موظفین رویارویی با جنگ نرم و دشمن داخلی ببندد تا به خلاء پشتیبانی – حقوقی و بی نتیجگی اقدامات امنیتی و انتظامی دچار شوند .

 

ریاست محترم عدلیه !

 

فتنه 88 و پس لرزه های آن که هنوز ادامه داشته و یا در لایه های پنهان خویش، بدل به دشمنی های نرم تر و غیر قابل تشخیص تری میشود، دستگاه قضاء را نیز فراخور جایگاه و نقش مهم خویش به چالش کشید تا یکی یا هر سه هدف فوق الذکر را از این طریق محقق سازد و حالا پس از 19 ماه آثار اثرگذاری آن رفته رفته هویدا میشود . اما در مقابل و در قدم اول مسؤولین طراز اول قوه و علی الخصوص جنابعالی برای پس زدن فشارهای ایجاد شده از فتنه به دستگاه مطبوعتان، متوسل به اصل مهم و پرکاربرد و حیاتی " مصلحت " شدید تا برخی اقدامات تند و کند که در پی وقایع پس از فتنه در قوه قضائیه صورت میگیرد را مهار و نهایتا مدیریت کنید که اگر بنابر مصالح اصلی و حیاتی نظام اسلامی بوده است کاملا درست و بجا و بایسته بوده اما قطعا در این مسیر قدمهای بعدی را نیز باید برداشت.

به راستی تا به کی میشود هر کلی نگری و افراط و تفریط را بخاطر مصلحت کلی تری که وجود دارد به تغافل نشست و حتی از آن دفاع کرد تا سر فرصت بر سبیل اعتدال بازگرداند ؟!

تا به کی میشود بنا را بر این مصلحت بزرگ گذاشت که قوه قضائیه و دادگاه و قاضی مستقل هستند و همچون صدر اسلام که امیرالمومنین علیه السلام با شکایت یک دزد به دادگاه کشیده شد هر انقلابی و حزب اللهی و هر مسؤول و موظفی حتی با شکایت مجرمان و منافقان به محکمه احضار شوند ؟!

آیا بین محارب و دزد کوچه و بازاری فرقی نیست؟

آیا بین فتنه گران با شاکیان خصوصی که از حق شهروندی برخوردارند فرقی نیست ؟

و آیا اگر این محکمه سازیها ریشه در زمینه چینی های دشمن داشته باشد و برای به چالش کشیدن دستگاه عدلیه برای نیل به آن اهداف شوم باشد باز هم هزینه کردن از قوه قضائیه برای فتنه گران و نفوذیهای دشمن مصلحت است ؟

 

حضرت آیت الله !

 

اگر مطابق فرمایشات مختلف تان مبنی بر مشکلات عدیده موجود در دستگاه قضاء، کمی و ناکارآمدی نیروها و امکانات، قوانین غیر جوابگو و ناتوان و دیگر معضلات پیش روی قوه ، مصلحت اندیشی در گام اول رویاروئی با فتنه گران و محاربان را بپذیریم اما بعد از 9 دی 88 که رهبر معظم انقلاب آن را "روز بیان خواسته های مردم" از مسؤولان خصوصا قوه قضائیه قلمداد فرمودند، دیگر باید گامهای بعدی را برمیداشتید زیرا توقف در گام اول نه تنها مردم و مدافعان انقلاب را دلسرد میکرد بلکه دشمن را به طمعهای دیگر می انداخت که متاسفانه امروز و بطور پی در پی شاهد نتیجه دادن آن طمع روزیها و اخلالگریها هستیم . محاکمه مدیران مسؤول روزنامه های کیهان ، جوان و ایران و همچنین محکومیتهای غیر قابل باور آقایان ولدان ، قدیانی و اشتهاردی و برخی موارد دیگر نه تنها بسط عدل و دادگری و احقاق حقوق شهروندی نیست بلکه با عدم تشخیص صحیح مختصات میدان جنگ نرم، خدای نخواسته دستگاه عدلیه را به ابزاری در جهت ایجاد و دامن زدن به فتنه های آتی که توسط مدیریتهای پنهان فتنه انگیزی و نفاق برای تقابل نرم با جمهوری اسلامی و ولایت فقیه برنامه ریزی میشود، بدل خواهد ساخت لذا این اتفاقات زنگ خطر بزرگی برای دستگاه قضائیه و عدالت است .

اگر سال گذشته تریبونهای حزب الله و مدافعان انقلاب و حتی مسؤولین انتظامی در برابر شکایتهای مزوّرانه فتنه گران به دادگاه کشیده شدند، شعار "مصلحت نظام" پذیرفته بود و قاضی هم هر حکمی میداد شعار" استقلال قاضی" قابل تحمل بود اما امروز و با فرونشستن غبارها نه تنها آن شعارها رنگ باخته و موجّه نیستند بلکه در یک مهندسی معکوس و توسط فتنه گران و مدیریتهای پنهان فتنه، بدل به اهرمی قدرتمند گشته است برای ایجاد فتنه یی بسیار بزرگتر و موثرتر از فتنه 88 آن هم توسط نیروهای وفادار نظام، که امکان شناختن آن نیز بسیار کم و سخت است و از همین جا باید فهمید که تدبیر حکیمانه رهبر معظم انقلاب در عدم برخورد با سران آشکار فتنه بجا و بایسته بوده است زیرا هنوز مدیریت پنهان فتنه، کاملا رصد و شناخته نشده است که این چنین به فتنه انگیزیهای پیچیده مشغول و موفق است .

 

ریاست محترم قوه قضائیه !

 

عقلا و شرعا هیچکدام از مصالح اصلی و حقیقی ممکن نیست با هم تلاقی و تباین پیداکنند مگر اینکه نخواهیم اصلح را بر صالح ترجیح دهیم چه رسد به اینکه مصلحت دیروز به طعمه امروز دشمن بدل شده باشد و هنوز ما سعی داشته باشیم این مصلحت از دست رفته را در کنار مصلحت اصلی و اولی که حفظ نظام است نگه داریم ! براستی نمیتوان بر شاخه نشست و از بن بریدش . قوام نظام اسلامی بر عدالت است و مدافعان عدالت بنابر هیچ مصلحتی ممکن نیست در هنگامه اقتدار و انتقام از دشمنان بخاطر فتنه گران و منافقان محاکمه شوند ! در اینصورت ما دچار دور باطلی شده ایم که به نابودی عدالت و اصل نظام منجر خواهد شد اما باز هم اسمش را مصلحت خواهیم گذاشت !

مختصر اینکه یکسال از مصلحت اندیشی گذشته است و دستگاه قضاء باید قدم بعدی را بردارد!

باید قضات محترم توجیه شوند که دشمنان اسلام و انقلاب، نه تنها شهروند معمولی نیستند بلکه نیروهای دشمن در جنگ نرم و محاربند !

و در مقابل مدافعان انقلاب و رهبری در راستای دفاع حتی اگر مرتکب خطا و کوتاهی شوند نیاز به شلاق و زندان ندارند بلکه راه نصیحت بهترین راه و امر به معروف و نهی از منکر موثر خواهد بود!

و از اینها مهمتر اینکه مجموعه شناخته شده فتنه گران دهها نفر هستند که بسیاری از آنها قطعا محارب بوده و حکم محاربه با حکومت اسلامی نیز مشخص است؛ لذا فرمایش رهبر معظم انقلاب در عدم مصلحت برخورد با سران فتنه که افراد معدودی هستند بر همه این فتنه گران تابلودار صدق نمیکند و شایسته و بایسته است روند منظم و متقن محاکمه فتنه گران از کف و افراد دسته سوم شروع شود تا با طی زمان لازم، نوبت به سران آنها نیز برسد.

خداوند بر توفیقات جنابعالی بیفزاید تا در بسط عدل و اعلای پرچم عدالت گستری جمهوری اسلامی عزیز یاوری صدیق و توانا برای ولی امر مسلمین باشید .

 

 

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

Template Design:Dima Group